{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"هیچڪس"

"هیچڪس"
سرش آنقدر شلوغ نیست
ڪه "زمان"
از دستش در برود و "شما"
را از "یاد"
ببرد
همه چیز برمی گردد به "اولویت های آدم"
اگر "ڪسی"
به "هردلیلی"
در هر "مڪانی"
باهر"احساسی"
"تو"
رایادش رفت،،،
فقط یڪ دلیل دارد؛
"جزو اولویت هایش نیستی…

‍‌
دیدگاه ها (۱)

هیچڪسسرش آنقدر شلوغ نیستڪه زماناز دستش در برود و شمارا از یا...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

ادامه سناریو

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

چند پارتی تهیونگ

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟎...شوتو دستش را از ر...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۷: شب اول، بدون تاج و تختخونه‌ی ساحلی کوچ...

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط