فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟪

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟪

- وای هر لحظه ممکنه دل و روده ام بیاد تو دهنم، خدا لعنتتون کنه
یونگی گفت و دستش رو روی شکمش گذاشت و عوقی زد
همه میخندیدن و یونگی رو مسخره میکردن
- حیف که حالم بده وگرنه همتونو میکشتم
جیمین لباشو جلو اورد و با حالت مظلومی گفت
- حتی من؟
یونگی خنده ی جذابی کرد و روبه جیمین برگشت و بدون هیچ توجه به اون سه نفر کنارش گفت
- تورو روی تختم به فا/ک میدادم
جیمین با احساس گرمی روی گونش مطمئن شد که تا الان مثل یک گوجه قرمز شده و سرش رو پایین انداخت
- هی جوجه خجالت نکش شوخی-
ادامه ی حرف یونگی با عوقی که زد ناتموم موند
- فاک بهت ترن هواییه حرومزاده
یونگی گفت و تلو تلو خورد تا به ماشین برسن
******
- جیمینا خوابی؟
یونگی داخل اتاق جیمین اومد و دید که جیمین با گوشیش ور میره و صورتش دوباره مثل گوجه شده
- پارک جیمین!
یونگی گفت و جیمین خیلی سریع سرشو بالا اورد و گوشیش رو به سینش چسبوند
- فا/ک داشتی پو/رن میدیدی؟
یونگی گفت و قهقهه ی بلندی سر داد
- نه چرا باید ببینم؟
یونگی شونه ای بالا انداخت و از اون لبخندای ادامسیش (😭!) زد و سمت جیمین رفت
- میخوام به همه بگم ساعت دو نصف شب جیمین درحالی که میتونه با دوست پسرش عبادت کنه داره پو/رن میبینه
و همین حرف کافی بود تا جیمین قرمز تر از قبل رفت زیر پتو و از لرزش کمرش مشخص بود داره میخنده
- واقعا که پو/رن رو به من ترجیح دادی
جیمین از زیر پتو با صدای گرفته و خماری گفت
- عبادت با تورو به پو/رن ترجیح میدم
.......
پارت بعد اسـ/ماته 😝
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی_تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_یونمین #بنگتن
دیدگاه ها (۲۱)

پارت ۱۱ساعت ۵ و ۱۰ دقبقه صبح_نویسنده "کارن":جی‌ووک خیلی اروم...

سناریو

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴روی مبل لم داد و کنترل رو برداشت و «T...

وقتی برای حسودی کردنش از یه نفر دیگه تعریف میکنی

🍷🌹…………………………پارت۱۰…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا…………………ویو جیمین……...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

همه از پارک جیمین می‌ترسیدن.قدرتمندترین مافیای آسیا؛ مردی که...

𓆩 پارت ۶۸ 𓆪 🖤ات با ناباوری به مرد خیره شد.— تو از کجا منو می...

سناریو درخواستی (۱۸+) دوست ندارید نخونید گزارش نکنید

چندپارتی یونگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط