{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشند

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده باتمسخر ازش پرسید ایرانیش رومیخوای یاخارجیشو مرده گفت ازوقتی کارگرساختمون شدم دستام زبرشده نمیتونم صورت دخترمونازکنم خارجیشوبده...
سلامتی باباها
دیدگاه ها (۹)

" مرد " بودن قانون دارد...!!الکی که نیست... باید ...

بيا لب واكنيم هم غصه ي من بيا بيدار كنيم خوابيده ها رو بيا آ...

آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدمعلتش پـول نبودانعڪاسِ جُوڪ ه...

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻋﺸﻘﺖ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﯽ ..ﺍﻭﻟﺶ ﺩﺍﻏﯽ ...ﻣﯿﮕﯽ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺑﺎﻭ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده باتمسخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط