{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشند

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده باتمسخر ازش پرسید ایرانیش رومیخوای یاخارجیشو مرده گفت ازوقتی کارگرساختمون شدم دستام زبرشده نمیتونم صورت دخترمونازکنم خارجیشوبده...
سلامتی باباها
دیدگاه ها (۴)

:'(

ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢﺑﺮﺍﯼِ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪﺭﻭﺯﯼ ﺣﻮﺍﻟﯽِ ﻣﻦﺑﮕﻮﯾﺪ :ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﺩ ﺷﺪﺑﺎﯾﺪ ﮔﺬﺷﺖﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﻧﯿﺎﺯ، ﻧﺨﻮﺍﺳﺖﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده باتمسخ...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط