{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشند

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده باتمسخر ازش پرسید ایرانیش رومیخوای یاخارجیشو مرده گفت ازوقتی کارگرساختمون شدم دستام زبرشده نمیتونم صورت دخترمونازکنم خارجیشوبده...
سلامتی باباها
دیدگاه ها (۲)

اب همیشه اتش را خاموش نمیکند..... برعکس, گاهی حتی یک قطره اب...

من از همه دختران سرزمینم معذرت میخواهم اگر به خاطر من باید س...

از خدا نخواه که دنیا را بهت بده فقط بخواه کسى رو بهت بده که ...

توخوشبختی منم حالم خوبه... تنهایی هم واسه ادم خوبه... نپرس چ...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده باتمسخ...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت:کرم ضدسیمان دارین؟ فروشنده ...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط