{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشند

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده باتمسخر ازش پرسید ایرانیش رومیخوای یاخارجیشو مرده گفت ازوقتی کارگرساختمون شدم دستام زبرشده نمیتونم صورت دخترمونازکنم خارجیشوبده...
سلامتی باباها
دیدگاه ها (۵)

ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺑﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻼﺱ ﺩﺭﺱ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺳﻨﮕ...

⛔بزرگترین تراژدی زندگی اینه که خیلی زود پیر میشیم و خیلی دیر...

دوستان شنا کردنو یاد بگیرین ،تابستون بابلسر در خدمتیم

دوستان گل باشی ولی عمرتون نه عکس باغچه خودم

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده باتمسخ...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت:کرم ضدسیمان دارین؟ فروشنده ...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

توداروخونه بودم یه اقایی اومدگفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط