فرهاد پیربال

(۶)
برایم سایه‌ بودی
که خنکایت هنوز هم
در این تابستان گرم
بر جانم مانده است...


(۷)
وطن آن، چیز بی‌‌بهاست
کە پسرک فقیر،
در راهش شهید می‌شود و
پسر فاحشه‌ها در آنجا،
در رفاه و آرامش‌اند...


(۸)
عصایی خواهم خرید،
خوب می‌دانم
که رویای آزادی
پیرم خواهم کرد...


(۹)
جناب فرمانده!
دیشب در خواب دیدم، دشمن مغلوب شد و
شما مشغول رقصیدن و پایکوبی بودید
و من در جیب جنازەای نامەای پیدا کردم
کە در آن نوشته بود؛
پدر عزیزم!
مادرم، درخت سیب حیاط‌مان را آب‌پاشی نمی‌کند!
می‌گوید؛
بگذار لانه‌ی قمری‌ها خراب نشود
شاید پروردگار در پاسخ و پاداش این کار
پدرت را سالم پیش ما برگرداند...


(۱۰)
ساعت به‌ چه‌کارم می‌آید؟!
وقتی همه‌ی دقایقم
شبیه هم هستند!


(۱۱)
در کنار تو،
زیر بارش هیچ بارانی،
در اوج بارش و رگبار هم،
دلتنگ خورشید نخواهم شد.
در کنار تو،
در جهنمم باشم،
حسرت بهشت را نخواهم خورد...


(۱۲)
چون تو می‌روی، تمام دنیا، تنهایم می‌گذارد،
و وقتی بر می‌گردی، تمام دنیا، کنارم می‌آید
وقتی من می‌روم، دنیا، تمام تو را از من می‌گیرد،
و وقتی که بر می‌گردم، دنیا همه‌ی تو را به من می‌دهد.


(۱۳)
اگر آدمی از ته قلب ناراحت باشد،
حتا اگر تاج پادشاهی‌اش ببخشی،
شادش نخواهد کرد.


(۱۴)
مردم به حرف‌های یک دیوانه می‌خندند،
اما اگر همان حرف‌ها را یک فیلسوف بزند،
برایش دست خواهند زد.


(۱۵)
پسرها قبلن دنبال ماشین‌بازی بودند،
دخترها هم عاشق عروسک بازی.
اما الان پسران دنبال عروسک بازی‌اند و
دخترها پی ماشین‌بازی.
دیدگاه ها (۰)

پروانه جان

گاهی دلم می‌خواهد کسی بدون اینکه چیزی بپرسم، بفهمد چقدر خسته...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

پارت ۴۵

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

شاهکاری به نام دروغ

عنوان: فقط مال منی؟تهکوک | حسادت، عاشقانه 💜تهیونگ از وقتی جو...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۱ | «همه با هم» ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط