مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

پارت ۴۵

سرنوشت پیش می‌آید










[-----------:)
[پارت۴۵)
[-----------:)


جونگ‌کوک: خب به هر حال


دلین : جونگ‌کوک


جونگ‌کوک : جانم


دلین : من قرار نیست جایی برم و نخواهم رفت


جونگ‌کوک: میدونم


دلین : پس چرا


جونگ‌کوک: میترسم یه روزی مجبور شم که تو رو از دست بدم


دلین : منظورت چیه


جونگ‌کوک: تو دنیای مافیا برای اینکه بتونی محافظت کنی باید از دست بدی


دلین : جونگ‌کوک تو این کار رو نمیکنی نه


جونگ‌کوک: من برای تو هر کاری میکنم


دلین : نه نه ما همو ترک نمی‌کنیم


جونگ‌کوک: نمی‌کنیم فقط یادت باشع تا آخرین قطره ی خونم ازت محافظت میکنم و دوست خواهم داشت


دلین :منم تا اخر عمرم دوست دارم ( لبخند )


ویو مارتین :
و این ۲ تا کفتر عاشق
کنار هم میشینن و زندگیشون رو میکنن پایان




پایان رمان














بیا پایین تر



























کصشعر گفتم
پاشین بیاین پارت بعد تا دوباره براتون عاشقانه بزارم (عوقق‌ق‌ق)


ادامه دارد
چون کمه شرط نیس
پارت بعد شرط رو برسونیین

اسلاید ۲ رو دلم خواست گذاشتم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۵

پارت ۶صبحویو روبی:از خواب بیدار شدم ویکی از خدمت کار ها صبحو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

پشت نقاب عشق 💗جونگ‌کوک دست ا.ت رو توی دستش گرفت و همراهش از ...

پارت یازده

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐 فردای اون روز، وقتی وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط