از بازار رد می شدیم. خانم بی حجابی را دید، سرش را پایین ا

از بازار رد می شدیم. خانم بی حجابی را دید، سرش را پایین انداخت و گفت:

« خواهرم جلوی امام رضا(ع) حجابت رو رعایت کن! »

با آرنج زدم به پهلویش: « ما رو می گیرن تا حد مرگ می‌زنن! »

کوتاه بیا نبود، می‌گفت: « آدم باید امر به معروف و نهی از منکرش سر جاش باشه؛ خون ما که رنگی تر از خون امام حسین(ع) نیست »

#پاسدار_شهید_محسن_حججی
دیدگاه ها (۱)

نهادینه کردن حجاب یا جلوگیری از نهادینه کردن بی حجابی!؟✍ محم...

سلام قابل توجه بعضیا که میگن رعایت حیا و حجاب در قرآن نیامده...

فرض کن قیامت🏜 شده ونامه اعمالت رو آوردن...📜توش نگاه می‌کنی👀 ...

پارت ۱۰ — این بار بدون دعوادو سه روز بعد، یورا دوباره به باز...

«رایحه پنهان»صبح‌ها، جونگ‌هیون همیشه قبل از بقیه بیدار می‌شد...

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

**پارت ۲۲**سالنِ بزرگ و تاریک، پر از دودِ سیگارهای برگ و بوی...

👏توجه توجه توجه خیلی قشنگ بود حتما تا آخر بخونید. نهضت خرید...

پارت ۸: حصارِ نامرئیوقتی چشم‌هایِ ا.ت باز شد، اولین چیزی که ...

رمان :(تا وقتی عاشقت شدم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط