‍ ‍ 🌷 بہ عشق ارباب ...

‍ ‍ 🌷 بہ عشق ارباب ...
🔅 نشستہ بودم ڪف خیابان #بین_الحرمین 🔅

دستم را زدہ بودم زیر چانہ ام
و بہ گنبد حرمت نگاہ میڪردم؛😍

نگاهم آرام لغزید و پایین آمد،
تا روے چادرم،
چادرے ڪہ بہ عشق تو سر مے ڪنم💓
خوشحال بودم از چادرے بودنم،

اینڪہ همیشہ چادرم سرم است ؛ نہ فقط زمانے ڪہ بہ مسجد میروم یا بہ حرمے مے آیم
لبخندت را روے خودم حس مے ڪردم؛😌

همانطور ڪہ روبروے حرمت توے بین الحرمین نشستہ بودم :
من #چادرم را هر روز بہ عشق تو – با افتخار – سر مے ڪنم 🌷
دستم را بہ سمت #حرمت دراز ڪردم و گفتم؛
#ڪمڪم_ڪن در این راهے ڪہ انتخاب ڪردہ ام #ثابت_قدم باشم.

🔅 و بعد آرام زیر لب گفتم؛
🔅 السلام علیڪ یا اباعبداللہ 🔅
دیدگاه ها (۴)

عاشقانه های شبنم

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁴ویو ته‌وون_________امشب...

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

تقدیم به زندگیم:سر به روی شانه‌هایت می‌گذارم بعد ازاینغصه‌ها...

سناریو تهیونگ

🟢 #شرح عکس ... تفحص🔴 شهدای #والفجر ۶ #چیلات دهلران🟢 #پیکر پا...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۱

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط