{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد داری آن شب از باران صمیمی تر شدیم؟

یاد داری آن شب از باران صمیمی تر شدیم؟
آسمان افسانه گفت و ماهِ یکدیگر شدیم؟!

قبله را گم کرده بودیم و هراسان عاقبت
دل به دریا ها زدیم و لحظه ای کافَر شدیم

وقت شب بود و چه زیبا شد مرورِ قصه ها
داستانِ عشق را خواندیم و خوب از بر شدیم

گفت و گویی بود بین چشم من با چشم تو
واژه ای آتش گرفت و هر دو خاکستر شدیم

خوب میدانم سرابی باشد این دنیا ولی
آن شب از دلدادگی هامان همین جا تر شدیم

بعد از آن شب بوی باران می دهد احساسمان
آری آن شب هر دو از باران صمیمی تر شدیم


دیدگاه ها (۲۶)

دارم زور میزنم بش برسم.....

کامنت......

کاش .........

چقدر تلخ شده ای ، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁴چند لحظه‌ای در آن ح...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ وقتی استادت بود و عاشقت شد...🪐🩵🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕همین که ا...

🖤 قفس سیاهپارت اول | قرارداد خونصدای باران، تمام عمارت را پر...

یاد داری آن شب از باران صمیمی تر شدیم؟آسمان افسانه گفت و ماه...

یاد داری آن شب از باران صمیمی تر شدیم؟آسمان افسانه گفت و ماه...

یاد دارے آن شب از باران صمیمے تر شدیم؟آسمان افسانه گفت و ماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط