𓆩 پارت ۶۶ 𓆪 🖤

𓆩 پارت ۶۶ 𓆪 🖤

ات به جیمین خیره شد.

— یعنی از اول همه‌چی رو می‌دونستی؟

جیمین سکوت کرد.

ات با بغض گفت: — فقط یه جواب می‌خواستم، جیمین… چرا بهم دروغ گفتی؟

جیمین جلو اومد، اما ات عقب رفت.

— بهم نزدیک نشو!

صدای زنگ گوشی جیمین بلند شد. به صفحه نگاه کرد و رنگش پرید.

ات پرسید: — کیه؟

جیمین گوشی رو خاموش کرد.

— کسی که نباید می‌فهمید تو هنوز زنده‌ای…
دیدگاه ها (۰)

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ⁴ 🥀━━━━━━━━━━━━━━[عمارت ک...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت یازدهمیونا نامه رو باز کرد و شرو...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهــل‌ودوم 𓆪 🖤🥀مرد برای چند ثانیه هیچ نگفت...

قسمت ۲۵ — «هدف بعدی» 🖤ات چند ثانیه فقط به آخرین صفحه خیره ما...

🥀 ملکهٔ هفت گناه𓆩 پارت ۱: برخورد اتفاقی 𓆪✍🏻 Rose_Writerساعت ...

the lost leaves/رمان جیمین

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲7کانگ جون با عجله برگشت داخل.— ر...

LESSON

𓆩 🖤 𓆪 ── 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 ── 𓆩 🤍 𓆪╭─━━━━━━━━━━━━─╮🏠 𐙚 𝐕𝐢𝐞𝐰 𝐀𝐭 𐙚 🏠╰─━━━...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط