{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عصر یک جمعه دلگیر ، دلم گفت بگویم بنویسم

عصر یک جمعه دلگیر ، دلم گفت بگویم بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیده است ؟
چرا آب به گلدان نرسیده است ؟
چرا لحظه باران نرسیده است ؟
دل عشق ترک خورد
گل زخم نمک خورد
زمین مرد
زمین برسر دوشش غم واندوه به انبوه فقط برد
دیدگاه ها (۱۹)

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

part57. . همه چی اطرافش تار بود، اصلا زنده بود یا مرده؟ بدنش...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p95هوای داخل ساختمان متروک بوی رطوبت و آ...

dark life = 38

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁰ویو کوکتهونگ بعد از چن...

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

قسمت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط