{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزرگ شدیم ... و فهمیدیم كه دارو آبمیوه نبود ...

بزرگ شدیم ... و فهمیدیم كه دارو آبمیوه نبود ...

بزرگ شدیم ... و فهمیدیم بابا بزرگ و مامان بزرگ دیگر هیچ گاه باز نخواهند گشت ؛

همانطور كه مادر گفته بود ...

بزرگ شدیم ... و فهمیدیم چیزهایی ترسناک تر از تاریكی هم هست ...

بزرگ شدیم ... به اندازه ای كه فهمیدیم پشت هر خنده مادرم هزار گریه بود ...

و پشت هر قدرت پدرم یک بیماری نهفته بود ...

بزرگ شدیم ... و یافتیم كه مشكلاتمان دیگر با یک شكلات ، یک لباس یا كیف حل نمی شود ...

و اینكه والدینمان دیگر دستهایمان را برای عبور از جاده نخواهند گرفت ،

و یا حتی برای عبور از پیج و خم های زندگی ...

بزرگ شدیم ... و فهمیدیم كه این تنها ما نبودیم كه بزرگ شدیم ،

بلكه والدین ما هم همراه با ما بزرگ شده اند ،

و چیزی نمانده كه بروند و یا هم اكنون رفته اند ...

خیلی بزرگ شدیم ... و فهمیدیم سخت گیری مادرمان عشقش بود ،

و غضب پدرمان درس بود ، و تنبیه اش عشق بود .

عجب دنیایی است ، و عجیب تر از دنیا چیست و چه كوتاه است عمرمان !؟
دیدگاه ها (۵)

بزرگ شدیم ... و فهمیدیم كه دارو آبمیوه نبود ... بزرگ شدیم ....

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دارو آبمیوه نبود ...بزرگ شدیم و فهمید...

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دارو آبمیوه نبود ... بزرگ شدیم و فهمی...

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دارو آبمیوه نبود …بزرگ شدیم … به اندا...

بزرگ شدیم و فهمیدیم که دارو ابمیوه نبود...بزرگ شدیم...به اند...

بزرگ شديم ‏ ... و فهميديم كه دارو آبميوه نبود ..بزرگ شديم .....

بزرگ شديم ‏ ... و فهميديم كه دارو آبميوه نبود ..بزرگ شديم .....

بزرگ شديم ‏ ... و فهميديم كه دارو آبميوه نبود ..بزرگ شديم .....

مادرم ‏ مادرم ‏ مادرم ‏ مادرم ..بزرگ شديم ‏ ... ...

بزرگ شديم ‏ ... و فهميديم كه دارو آبميوه نبود ..بزرگ شديم .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط