𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۶

گناهش به‌خاطر کسی بود که تمام زندگیش شده بود و حالا علاوه بر باقی چیزها، خودش رو هم نمی‌بخشید..
به جونگکوک حق می‌داد بابت هر رفتاری که باهاش داشته باشه، اما به هر دری می‌زد تا تلاش کنه این رفتارها برای مدت کوتاهی هم که شده، ادامه پیدا نکنن.

حتی فکر کردن به ندیدن جونگکوک برای مدت طولانی، اون رو به جنون می‌کشوند؛ چه برسه به ندیدنش برای همیشه.

ضربه‌ی بی‌جونی به در کوبید.

مادرش بعد از دقیقه‌ی کوتاهی در رو باز کرد و با دیدن صورت رنگ‌ورورفته و لب‌های سفیدش وحشت کرد.

مادر لیویا: لیویا؟ چیشده، دخترم؟

لیویا صداش از بغض می‌لرزید، اما اشکی از چشم‌هاش سرازیر نمی‌شد. نالید:

_ جونگکوک...

مادر لیویا: جونگکوک؟! جونگکوک چیشده؟ لیویا، داری می‌ترسونیم!

جونگکوک ویو

هر چیزی رو که دم دستش می‌دید، پرت می‌کرد. شاید این تنها راه خالی کردن خشمش بود.

فریاد می‌کشید و سرش رو بین دست‌هاش می‌گرفت. باور نمی‌کرد هیچ‌کدوم از این اتفاقات رو.

چطور ممکن بود برای بار دوم عاشق یه فرد بشه؟

چطور ممکن بود متوجه بوی تن یکی‌شون نشه؟

چطور ممکن بود اون بوسه‌ها رو تشخیص نده؟

چطور ممکن بود آغوشش رو فقط شبیه به آغوش هه‌را بدونه؟

چطور ممکن بود فقط فکر کنه لیویا یه فرشته از آسمونه که ویژگی‌های هه‌را رو داره؟

یا اصلاً اون دختر چطور می‌تونست مقاومت کنه وقتی جونگکوک حرف از شباهتش به هه‌را می‌زد؟

چطور می‌تونست سکوت کنه وقتی توی مستی، اون رو با هه‌را اشتباه می‌گرفت؟

جونگکوک چطور نفهمیده بود که چرا موقع رابطه با لیویا، صدای گریه‌های هه‌را توی مغزش پخش می‌شد؟

چطور متوجه این‌همه شباهت نشده بود و این‌قدر کوته‌فکری کرده بود؟

مغزش سوت می‌کشید و گنجایش این‌همه اتفاق عجیب رو با هم نداشت.

وقتی به این فکر می‌کرد که حتی وقتی برای بار دوم هم بهش نزدیک شده بود، لیویا عاشقش نبود

حتی برای بار دوم هم جونگکوک از طرف اون دوست داشته نمی‌شد و فقط یه بازیچه بود؛ بازیچه‌ای برای آروم کردن حس عذاب وجدان خودش؟

از طرفی، دلش می‌خواست مینی رو به دار بکشه.
...

شرط پارت های اخر، ۱۷۰ لایک
دیدگاه ها (۹)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

dark life = 40

فصل دوم : جمله ای جبران ناپذیر زنگ ورزش که خورد، همه با سروص...

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

هیچی والا یکی رو یکی از سال بالایی ها کراش زده بود بهش یه گر...

🚩وقتی آمریکا از خاکتون به سمت مهرآباد موشک شلیک می‌کرد، فکر ...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

#دختر_ردیف_اخرژانر: مدرسه‌ای | گنگ | رفاقتی | کمدیپارت دوم: ...

گاهی پدر و مادر از روی نگرانی مخالفت می‌کنن؛ اما فرزندشون ای...

دختر و پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط