خرداد...

خرداد...
دختر دردانه ی بهار
جمع کرده فرش سبزش را
چمدانش پر است از باران
از شمیم شکوفه لبریز است
چادر بهاری اش بر سر
کوچ میکند از این دیار...
دیدگاه ها (۵)

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

💙میخواهم به گذشته ها زنگ بزنمبه آن روزهای گذشتهبه دل های بزر...

خداونداببخش..اگربازبان‌به‌تونزدیک‌شده‌اموباقلبم‌خلاف‌آن‌راعم...

فردا فردا کردن

دلبر رئیس

بیا ای خنده ات آغاز تاریخ غزلخوانیبیا در گوش من تکرار کن این...

موسیقی

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۹: فض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط