{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من تب زده، بیمار و....تو انگار نه انگار!

من تب زده، بیمار و....تو انگار نه انگار!
لب تشنه ی دیدار و....تو انگار نه انگار!

دور از تو شده سنگ صبور منه دل تنگ
یک گوشه ی دیوار و....تو انگار نه انگار!

از چشم تو افتاده ام و زیر عبورت
له میشوم این بار و...تو انگار نه انگار!

دلتنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار و....تو انگار نه انگار!

من را به گناهی که نگاه تو در آن بود
بردند سر دار و..تو انگار نه انگار!

جان میکنم و محو تماشایی و هر روز...
این حادثه تکرار و....توانگار نه انگار...
دیدگاه ها (۴)

شب قدر، شب احیای خویش، با دم مسیحایی دعاست شبی است که باید ق...

هـــــے دنیا!من مغــــــــــرورم...مـــــرا که می بینـــــی ...

دوچیز بهترین اند...❥.٭زیستن از سره شوق و خندیدن از ته دل.......

با خود عهد بستم که به چشمانم بیاموزم، فقط زیبائی های زندگی ا...

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟓دکتر با عجله وارد اتاق شد. ص...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت سوم

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۸: نقابِ نفوذناپذیرحادثه‌ی اتاق،...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت - 𝆏۱۱●•_شرلوک هلمز_هنوز همون‌جا ...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

#in_your_eyes part_۸۹ویو کایلاچشمام توی چشمای خمارش قفل شددی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط