ای پیش پرواز کبوتر های زخمی

ای پیش پرواز کبوتر های زخمی

بابای مفقود الاثر! بابای زخمی!

تا یاد دارم برگی از تاریـــخ بودی

یک قاب چوبی روی دست میخ بودی

توی کتابـــم هر چـه بابا آب می داد

مادر نشانم عکس توی قاب می داد

من بیست سالم شد هنوزم توی قابی

خوب یک تکانی لا اقل مرد حسابی!

یک بار هم از گیر و دار قاب رد شو

از سیـــم های خاردار قاب رد شو

برگرد تنهــا یک بغـــل بابای من باش

ها! یک بغل برگرد، تنها جای من باش

ای دست هایت آرزوی دستهایم

ناز و ادایم مانده روی دست هایم

شاید تو هم شرمنده یک مشت خاکی

یک مشت خاک بی نشان و بی پلاکی

عیبــی ندارد خاک هـــم باشی قبــول است

یک چفیه و یک ساک هم باشی قبول است!!

امشب عروسی می کنم جای تو خالی

پای قبــاله جای امضــــای تو خالی

ای عکس هایت روی زخم دل نمک پاش

یک بار هم بابای معلوم الاثر باش

#عظیم_زارع
#هفته_دفاع_مقدس
#دفاع_مقدس
دیدگاه ها (۱)

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

صدای شلیک

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۲ | «یک خاطره‌ی ...

جادویی به نام عشق

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

چندپارتی‌&جین&وقتی:``بازیگر‌ هستی‌ ولی قولی که بهش داده‌ بود...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط