پرواز قوها

" پرواز قوها "

" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۹۵

ویو راوی
مینار آهی کشید و سعی کرد که خودشو دلداری بده و مدام با خودش بگه * چیزیش نمیشه * ولی دلشوره هایی که داشت برخلاف چیزی که میگفت ، عمل میکرد

تهیونگ و دنیل هر کدوم به سرعت خودشون رو به خیابون اصلی رسوندن و با انبوهی از جمعیتی که یا زخمی شده بودن یا گم شده بودن ، مواجه شدن

هر کدوم مداوم دنبال آرتور میگشتن و بلند صداش میزدن

_ ارتوررر ؟

& آرتور کجاییی ؟

چندی طول نکشید که آرتور بلاخره خودشو به اونها رسوند و تهیونگ محکم آرتور رو بغل کرد و گفت

_ کجا بودی پسر ؟ نگرانت شدیم ؟

! خیلی از مردم زخمی شدن به خاطر همین موندم پیششون تا .................

قبل از اینکه حرف آرتور کامل بشه دوباره صدای شلیک گلوله کل خیابون رو پر کرد و مردمی که توی خیابون بودن با جیغ و داد در حال فرار بودن

_ بیایین بریم

! بریمم

تهیونگ که متوجه نبود دنیل شد گفت

_ دنیل ؟ دنیل کجاست ؟

! نمیدونم چند دقیقه پیش اینجا بود ؟

تهیونگ و آرتور از بین جمعیتی که درحال فرار بودن رد شدن و دنبال دنیل گشتن که موجی از رگبار گلوله مانع گشتنشون شد

تهیونگ سرشو بالا اورد و از توی گرد و خاکی که جمع شده بود دنبال آرتور و دنیل میگشت

_ آرتور؟؟ دنیل ؟؟

با وجود گرد و غبار سعی داشت تا هردوشون رو پیدا کنه ، تا اینکه گرد و خاکی که مانع دیدنش شده بود بلاخره کمی کنار رفت و تهیونگ تونست کمی اطرافش رو واضح‌تر ببینه

همینکه چشمش به چیزی خورد آب دهنشو رو قورت داد و به ارومی نزدیک شد ، با اینکه هنوز چیزی براش واضح نبود ولی امیدوار بود که اون چیزی که فکر میکرد نباشه

با دیدن جسم خونی و بی جون آرتور به خودش اومد و به سرعت کنار آرتور نشست و اروم بلندش کرد و سر آرتور رو روی زانوش گذاشت

_ آرتور؟ درد داری ؟ اروم باش چیزیت نمیشه

آرتور که درد تمامه وجودشو گرفته بود پلک ارومی زد و اروم گفت

! تهیونگ ؟ ....مرا ....مراقبه مینار باش

تهیونگ که سعی میکرد اشکی از چشماش نریزه گفت

_ خودت سالم میمونی ، مراقبش میشی .....فقط الان چیزی نگو

آرتور لبخند کم رنگی زد و به ارومی چشماش رو روی هم گذاشت و جونشو از دست داد

_ آرتور؟نه نهههههه ......آرتور بلند شو .......لطفا ........کمک کنیددددددد

تهیونگ به زحمت بلند شد و آرتور رو روی کولش انداخت و به سمت بیمارستان راه افتاد و فقط از خدا میخواست که آرتور سالم بمونه ولی .................................
دیدگاه ها (۳)

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

#تکپارتی_تهکوک صدای عاشقانه امشب بارون بی وقفه به شیشه های...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:14بعد از شکسته شدن شیشه های ک...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

My Arirang Part ۱۶جونکوک: ( اخم غلیظ) منو نگاه کن جناب فرمان...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » ( بریم سراغ تهکوک که چجوری آ...

part55. . maybe love? در اثر تکون های یونجون و صدا زدناش چشم...

the lost leaves/رمان جیمین

پارت ۱۳

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط