{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توهم با من نمی مانی برو بگذار برگردم

توهم با من نمی مانی برو بگذار برگردم
 دلم می خواست می شد با نگاهت قهر می کردم
 برایت مینویسم آسمان ابریست دلتنگم
 و من چندیست دارم با خودم با عشق می جنگم
 اگر می شد برایت می نوشتم روزهایم را
 و سهم چشمهایم را سکوتم را صدایم را
 اگر می شد برای دیدنت دل دل نمی کردم
 اگر می شد که افسار دلم را ول نمی کردم
 دلم را می نشانم جای یک دلتنگی ساده
 کنار اتفاقی که شبی ناخوانده افتاده
 همیشه بت پرستم بت پرستی سخت وابسته
 خدایش را رها کرده به چشمان تو دل بسته
 توهم حرفی بزن چیزی بگو هرچند تکراری
 بگو آیا هنوزم مثل سابق دوستم داری؟
 خودم می دانم از چشمانت افتادم ولی این بار
 بیا و خورده هایم را ز زیر دست و پا بردار
دیدگاه ها (۳)

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

part. 24

.......//برده ی زیبا//.......

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

پروانه جان

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط