{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقی تا ابد پارت ۶💖

عشقی تا ابد پارت ۶💖
+سلام ا/ت امروز میریم پارک به دوستانم بگو بیان باشه ؟
–باشه میگم بیان کوکی جون
رفتیم پارک و چایی خوردیم و
دیگه قدم زدیم و برگشتیم خونه تلویزیون نگاه کردیم
غذا خوردیم کوکی رفت حموم منم بعد اون رفتم حموم
دوش گرفتیم و
شام خوردیم و رفتیم خوابیدیم .
ساعت ۳ صبح مادرم زنگ زد و احوال پرسی کرد و
حرف زدیم بعد خوابیدیم فردا صبح
کوک
به من گفت
ادامه دارد .........
بچها برای پارت بعد باید این داستان ۷ کامنت و ۷ لایک داشته باشه
دوستون دارم 💜💜💜💜💜💜💜
دیدگاه ها (۲)

ملکه ی آدمیزاد و سه پادشاه خوناشام

رئیس دوست داشتنی پارت چهاردهم صبح بود ومن از تخت خوابم بلند ...

فقط یه دوست معمولی پارت2صبح زود که پاشدم یه زنگ به مینا زدم ...

پشت نگاه سردت — پارت هفتم ویو صبح آتصبح از خواب بیدار شدم و ...

.......//برده ی زیبا//.......

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط