Cruel Love
Cruel Love
.پارت ۳
ویو آنجلینا :
. صبح زود بیدار شدم و خوابم نمیبرد فقط به سقف زل زده بودم و داشتم فکر میکردم و با خودم حرف میزدم راستش از اون بوسه بدم نیومدا آه چی میگی دختر دیونه شدی تو، همین جوری داشتم فکر میکردم و به خودم فحش میدادم که تهیونگ اومد تو اتاق
.ته:بیدارشو خانم خوابالو
آنجلینا : اه بیدارم
.ته:امروز خانوم کوچولو عصاب نداره چرا
آنجلینا :هیچی نشده
(از این به بعد این طوری مینویسم :تهیونگ&: جونگکوک -: آنجلینا+:لارا#:مامان آنجلینا ؛:بابای آنجلینا $:یونا هم ٪ )
&:اگه چیزی نشده پس بیا صبحونه بخور
+:تو برو منم میام
بعد از اینکه ته رفت بیرون رفتم مسواک زدم دست و صورتم رو شستم و لباس هام رو عوض کردم رفتم پایین نشستم سر میز که با قیافه جونگکوک مواج شدم داشت نیشخند میزد بعد چشمک زد منم چشم غره ای براش رفتم وغذاموخوردم .
ویو جونگکوک:
دیروز از آمریکا برگشتم و کمی برای دیدن آنجلینا ذوق داشتم ولی برای انتقام هم ذوق داشتم جوری نقش بازی میکنم که فکر کنه دوستش دارم با همین فکرا رسیدم جلو در عمارت خاندان کیم در زدم و درو باز کردن رفتم تو بعد احوال پرسی رفتیم رو کاناپه نشستیم وگپ میزدیم خسته شدم به بهونه گذاشتن چمدونام تو اتاق از شرشون خلاص شدم مامانش آنجلینا هم با من فرستاد منم از فرصت استفاده کردم و ازش تو اتاق لب گرفتم بعد هم سر میز با رون پاش بازی میکردم یه بار دستمو پس زد ولی من اصلا اهمیت ندادم به کارم ادامه دادم بعد غذا هم رفتم تو اتاق و به یونا زنگ زدم و باهاش حرف زدم صبح هم بیدار شدم یه دوش گرفتم و لباس هامو عوض کردم و رفتم نشستم سر میز بعد چند مین تهیونگ اومد و بعدش آنجلینا وقتی نشست بهش چشمک زدم که برام چشم غره رفت از کارش خندم گرفت بعد غذا رو کاناپه نشستیم که تهیونگ گفت.....
منتظر پارت بعد باشید
.پارت ۳
ویو آنجلینا :
. صبح زود بیدار شدم و خوابم نمیبرد فقط به سقف زل زده بودم و داشتم فکر میکردم و با خودم حرف میزدم راستش از اون بوسه بدم نیومدا آه چی میگی دختر دیونه شدی تو، همین جوری داشتم فکر میکردم و به خودم فحش میدادم که تهیونگ اومد تو اتاق
.ته:بیدارشو خانم خوابالو
آنجلینا : اه بیدارم
.ته:امروز خانوم کوچولو عصاب نداره چرا
آنجلینا :هیچی نشده
(از این به بعد این طوری مینویسم :تهیونگ&: جونگکوک -: آنجلینا+:لارا#:مامان آنجلینا ؛:بابای آنجلینا $:یونا هم ٪ )
&:اگه چیزی نشده پس بیا صبحونه بخور
+:تو برو منم میام
بعد از اینکه ته رفت بیرون رفتم مسواک زدم دست و صورتم رو شستم و لباس هام رو عوض کردم رفتم پایین نشستم سر میز که با قیافه جونگکوک مواج شدم داشت نیشخند میزد بعد چشمک زد منم چشم غره ای براش رفتم وغذاموخوردم .
ویو جونگکوک:
دیروز از آمریکا برگشتم و کمی برای دیدن آنجلینا ذوق داشتم ولی برای انتقام هم ذوق داشتم جوری نقش بازی میکنم که فکر کنه دوستش دارم با همین فکرا رسیدم جلو در عمارت خاندان کیم در زدم و درو باز کردن رفتم تو بعد احوال پرسی رفتیم رو کاناپه نشستیم وگپ میزدیم خسته شدم به بهونه گذاشتن چمدونام تو اتاق از شرشون خلاص شدم مامانش آنجلینا هم با من فرستاد منم از فرصت استفاده کردم و ازش تو اتاق لب گرفتم بعد هم سر میز با رون پاش بازی میکردم یه بار دستمو پس زد ولی من اصلا اهمیت ندادم به کارم ادامه دادم بعد غذا هم رفتم تو اتاق و به یونا زنگ زدم و باهاش حرف زدم صبح هم بیدار شدم یه دوش گرفتم و لباس هامو عوض کردم و رفتم نشستم سر میز بعد چند مین تهیونگ اومد و بعدش آنجلینا وقتی نشست بهش چشمک زدم که برام چشم غره رفت از کارش خندم گرفت بعد غذا رو کاناپه نشستیم که تهیونگ گفت.....
منتظر پارت بعد باشید
- ۹۱
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط