*_آن دو زاده شده بودند تا در سکوتی خیره به یکدیگر، بیخواب

*_آن دو زاده شده بودند تا در سکوتی خیره به یکدیگر، بیخوابی کِشند و کُشند و تا قبل از سپیده‌دم تسلیم تیرگی شب شوند!_*

ble.ir/join/5v4zqRRcaU
دیدگاه ها (۱)

پارت ۵۰دو هفته از خاکسپاری گذشته بود. تهیونگ و رزا بی‌سروصدا...

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

dark life = 31

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 7صبح روز بعد، ویولت زودتر از همیشه ب...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPART 2,1__صدای شلیک__س...

پارت اول._*بی گناهان*_

ساعت از دو گذشته بود؛ ساعت ۲:۳۰ شب، زمانی که سکوتِ خانه دیگر...

خاطرات ناتمامPart2+احمقی؟ یادت رفته دفعه قبل چون دستت خورد ب...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

شب فـراق تـو هرگـز سحـر نشد _ امـّا دو چشم خیره به فتح سپیده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط