اشک من بردیدهام سنگین ببار تاریک وسرد
اشک من بردیدهام سنگین ببار تاریک وسرد
تاکه شاید گم شوم درقطرهها غمگین وزرد
درسرای عشق چهآسان دلفروشی میکنند
نیست حتی ذرهای مهر دل شکسته پر ز درد
در نسیم سرد پاییز خاطراتی گرم گرم
طعم غربت را چشیدم روزگارم سرد سرد
روز و شب در حلقه چشمان یارم عشق بود
غربتی دیوانه وار افتاد چون طوفان درد
بیدلیل ازعشقمان دوری گزید و رفت رفت
کم کمک افتاد شوری بر دلم پژمرده زرد
تاکشید برگ دل وما را بهخشتی برد و رفت
ماند تنها سوخته یک بیت شعر و هجر درد
(ندا)
.
تاکه شاید گم شوم درقطرهها غمگین وزرد
درسرای عشق چهآسان دلفروشی میکنند
نیست حتی ذرهای مهر دل شکسته پر ز درد
در نسیم سرد پاییز خاطراتی گرم گرم
طعم غربت را چشیدم روزگارم سرد سرد
روز و شب در حلقه چشمان یارم عشق بود
غربتی دیوانه وار افتاد چون طوفان درد
بیدلیل ازعشقمان دوری گزید و رفت رفت
کم کمک افتاد شوری بر دلم پژمرده زرد
تاکشید برگ دل وما را بهخشتی برد و رفت
ماند تنها سوخته یک بیت شعر و هجر درد
(ندا)
.
- ۷۹۱
- ۰۶ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط