{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند جرعه غزل بود و منو حسرت دیدار

چند جرعه غزل بود و منو حسرت دیدار
هم صحبت من جای تو شد عکس به دیوار

شب بود و نوازشگر من دست خیالات
شعری ز تو در گوشه ی دفتر شده نم دار

بغضی به گلو نشسته و ساکت و آرام
هم ناله ی این نیمه شبم ناله ی گیتار

سو سو بزند ستاره و ماه چه دلگیر
از سوز دلم اشک نشسته است به رخسار

ویرانه شدم یاد تو امشب به سرم ریخت
ویرانه تر از بم شده بودم من هم انگار

از صبر شده خسته دگر سنگ صبورم
از زندگیم دلخوشی و خنده طلبکار......
دیدگاه ها (۱)

حال و روزم مگر چقدر ابریست‌؟که پس از هر قطار می‌بارمدر تمـام...

ﻫﯿﭻ ﺑﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺑﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺎﺷ...

برگِ پاییزم و ترسی ززمستانم نیستبا من امروز تنی هست! ولی جان...

بوی پیراهن تو ... روح مسیحای من استشانه هایت تکیه گاه خستگی ...

چند جرعه غزل بود و منو حسرت دیدارهم صحبت من جای تو شد عکس به...

چند جرعه غزل بود و منو حسرت دیدارهم صحبت من جای تو شد عکس به...

✅ 💯 ✍ چند جرعه غزل بود و منو حسرت دیدارهم صحبت من جای تو ش...

✅ 💯 ✍ چند جرعه غزل بود و منو حسرت دیدارهم صحبت من جای تو ش...

چند جرعه غزل بود و من ُ حسرت دیدارهم صحبت من جای تو بود سایه...

ساز من ناله بکن موقع آواز امشبروی گردانده ز من دلبر طنّاز ام...

#سخت_است....سخت این نیست که دشمن سر #دارت بزندسخت این است که...

💔♥😢♥ودای آخر😭💔🏹

یک کاغذ مچاله, یک ذهن خاک خوردهمردی نشسته اما... انگار کن که...

محمد مجد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط