ساز من ناله بکن موقع آواز امشب

ساز من ناله بکن موقع آواز امشب
روی گردانده ز من دلبر طنّاز امشب
هر چه خواهی بنوازی، بنواز، امّا حیف
هست ناکوک چو من قلب و تن ساز امشب
تو کجایی که در این باغِ غزل بی عطر است؛
نفس مریم و شب بو و گل ناز امشب...
می نویسم به سراپرده ی این دل با درد
چشم تو با چه کسی گشته غزل ساز امشب؟؟؟
چرخش این قلمم کرده عجین، با غم و درد
من و یک جرعه می از ،شعر تو دمساز امشب
دفترم! سنگ صبورم! به تو من مدیونم
که شدی با من آواره، تو همراز امشب
من بیدل ...نه به ساز و نه به سوز و نه به شعر
نشد این عقده ی اشکم به خدا باز امشب
دیدگاه ها (۱۱)

بگذار دلتنگت شوم گاه به گاهی بگذار از یادت بسازم تک...

با رفتنت نشد به دلم غم نیاورمباید دوباره سعے ڪنم ڪم نیاورمبا...

بردار دل از شیشه‌ی رازی که شکسته استاز آینه‌ی چشم نوازی که ش...

چشمم از نم نم ِ بارانِ خیالِ تو تر استدوستت دارم و اندازه اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط