{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند جرعه غزل بود و من ُ حسرت دیدار

چند جرعه غزل بود و من ُ حسرت دیدار

هم صحبت من جای تو بود سایه ی دیوار

بغضی به گلو نشسته و ساکت و آرام

هم ناله ی این نیمه شبم ناله ی گیتار

💘 💘
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_9 فصل پنجم | کس...

پارت ۱۱ ..... آخرین نقشه

هوا رو به تاریکی می‌رفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۷همه برای چند ثانیه به چراغ قرمز...

📖 آکادمی آستریاپارت هشتم | «حقیقتِ سایه‌ها»بعد از رفتن جک......

معاملهp261جونگ‌کوک آرام روی پاهای تهیونگ نشست؛ هنوز بدنش از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط