{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
aaee
۲۰۱
پسند
چشمش را
چشمش را
به لبهایم دوخته
و من هنوز نتوانسته ام ببوسمش!
در زنها کبوتریست
که هر قدر تشنه باشند
نمی نشیند!
دانلود
۱.۲k
۲۵ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (
۱
)
▪️ شغل: بیداری... مکانش را نمیداند کسیساعت کاری: زمانش را ن...
شهر آرام است مثل دیشب و شبهای قبل...
تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبهگری مرد...
هوا سرد بود.از آن شبهایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...
پارت ۱۵ — چیزی بیشتر از یک آشناییصبح روز بعد، کاروان هنوز اج...
پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...
هوا رو به تاریکی میرفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...
عشق بی پایان
⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p81نینا با اخم گفت:«چیه؟»جیمین خیلی عادی...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین