{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاکسی اصفهان تاکسی وحدت

تاکسی اصفهان تاکسی وحدت
تریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مردم✌🏼🇮🇷✌🏻

🔹 مادر بود... و فقط یک لحظه کافی بود تا چشمش به چیزی بیفتد که ای‌کاش هیچ‌وقت نمی‌دید.

عکسی در تلفن همراه برادر سجاد؛
عکسی که قرار نبود مادر ببیند...

🔹نمی‌دانم در آن چند ثانیه چه بر دل این مادر گذشت؛
فقط می‌دانم بعضی دردها آن‌قدر بزرگ‌اند که حتی گریه هم از پسِ گفتنشان برنمی‌آید.

🔹 اگر حرف‌های مادر سجاد را درست نمی‌فهمید، تعجب نکنید.
او لکنت شدیدی دارد؛ کلمات برایش به سختی از میان لب‌ها عبور می‌کنند.

اما شاید این مادر، سال‌ها پیش فهمیده بود که برای ساختن یک مرد، همیشه لازم نیست زیاد حرف زد.

او با سکوتش سجاد را بزرگ کرد؛
و سجاد، با رفتنش، حرفی زد که حالا یک دنیا دارد درباره‌اش حرف می‌زند.

🔹 بعضی مادرها کلمات را خوب ادا نمی‌کنند؛
اما فرزندشان، تمام عمرشان را معنا می‌کند
دیدگاه ها (۲)

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

🔴 اینو نمی‌زارن بدونی...رتبه ۴ کنکور سراسری؛ جوانی که می‌توا...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی#متن #حرف #سخن #متن_نوشته #زیبا #خاص ...

نسل‌های گذشته یک امتیاز بزرگ داشتند و ‌آن اینکه پدر و مادرها...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط