پنهان که پشت صورتک پیرسالی ام

پنهان که پشت صورتک پیرسالی ام
آیینه نیز فهم نیارد چه حالی ام

گل کرده باز شیطنتم بعد از سال ها
باید بیایی و بدهی گوشمالی ام

آنقدر پرسه می زنم این کوچه را که تا باور کنی
که گمشده این حوالی ام

من که به رستخیز زبان وا نمی کنم
فریاد می شوم که : بدون تو خالی ام

حالا تو خیره ای به من و شرم جاری ام
می آورد به یاد تو شاید زلالی ام

در این محله باز به دنبال چیستی ؟
در این محله ؟ در به در خوش خیالی ام

باز آمدم که از تو بگیرم سراغ خویش
دارم که لال می شوم از بی سوالی ام

با خویش ِ خویش : رنگ پریده ، چه گونه ای ؟
با خویش ِ خویش : عالی ام ای خویش عالی ام

زنجره ای ست عشق و تفاوت نم کند
پیرانه نیز حلقه ای از این توالی ام

آن قالی ام که ارزشم افزوده می شود
وقتی که در تهاجمی از پایمالی ام

خاکم که موزه های جهان غبطه می خورند
بر شوکت ِ همیشه ی ِ روح ِ سفالی ام
دیدگاه ها (۱۰)

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

بسم الله الرحمن الرحیم هر کس فرشته‌ای دارد، عقل فعالی، جبرئی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْل...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :اما آنها پاسخ دادند: ق...

My lovely neighbor part : 82

تسنیمعراقچی و هیئت همراه سه‌شنبه به تهران باز می‌گردند🔻 فوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط