کاش یکی بود،

کاش یکی بود،
چشمامونو می‌فهمید..
وقتی ناراحت میشدیم به سینه‌اش اشاره میکرد و میگفت ؛
اینجا وطنِ توست..! #نزار قبانی
دیدگاه ها (۲)

پارت نهم صبح ویو جونگکوک: اووف چقدر بدنم درد میکنه هنوز خواب...

ماشالله به شیر بچه های علی

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

در آغوش تو. پارت سوم+اوه البته اگر منم زنم ترکم میکرد و میرف...

در خواستی یاندره از کازوتورا

محو زیبایی او پارت ۴۲ویو ته رزا داشت به اون دوتا که پایین دا...

برده عمارت جئون

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت چهارمحدود یک هفته از آخرین دیدارشان گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط