{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغوش تو. پارت سوم

در آغوش تو. پارت سوم


+اوه البته اگر منم زنم ترکم میکرد و میرفت با یکی دیگه و دخترم حتی اونقدر براش اهمیت نداشتم که حتی بهم سر نمیزد قطعا ناراحت میش_.
لوسیفر به سمت الستور حمله کرد و روی آن افتاد.
_توی لعنتی!اصلا میدونی چه حسی داره وقتی کسی که کل زندگیت بود رو از دست بدی و حتی نتونی ببینیش؟ اینکه از کسایی که بیشتر از چشمات بهشون اعتماد داری طرد شی؟ (اشاره به طرد شدن لوسیفر از بهشت) اینکه دیگران تو رو بدترین فرد میدونن و بهت لعنت بفرستن؟ من .....من(اشکهای لوسیفر جاری شد و روی گونه های الستور می چکید.)اینکه هق دیگران منو هق همیشه انتخاب هق دوم میدونن هق تقسیر هق من نیست هق هست هق؟
(رزی:همینو میخواستی اشک بچه رو درآوردی ال)
الستور مات و مبهوت شده بود.او تا به حال لوسیفر رو تو همچین وضعیتی ندیده بود. الستور دوست داشت لوسیفر رو ناراحت ببینه ولی الان فقط میخواست که اون رو اروم کنه.
الستور ارام اشکانش را پاک کرد و او را بغل کرد. لوسیفر در آغوش او گریه میکرد.
+زمانی منم یکی رو داشتم که حاظرم کل دارایی و قدرتم رو بدم تا فقط صداش رو بشنوم.
لوسیفر با تعجب به او نگاه میکرد.
+هه درسته وقتی بچه بودم بخاطر فقر مجبور بودم کار کنم!
اما برخی افراد پول های من را میدزدیدند و تا سر حد مرگ میزدنم. اما یک شب که از سر کار برمیگشتم جنازه ی مادرم را در کنار همان افراد دیدم.
_خب بعد؟
+(خندیدن)تبری برداشتم و حتی استخوان هایشان هم تکه تکه کردم!

پایان پارت سوم🩷🩷🩷
دیدگاه ها (۰)

اسم داستان: عشق دیرینه 💗 پارت: 7(پارت اخر) واکس تفنگش را ب...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۳ولنتینو «واکس گفت اگه...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

رمان سوم پارت چهار دهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل ات...

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

برده عمارت جئون

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۱ ویو جولیکا:داشتیم نوشیدنی میخوردیم...

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط