#نوشته_های_مصطفی/سه

#نوشته_های_مصطفی/سه
🌷 تاسوعای سال ٩٢ بود، بهمون خبر دادند، بچه های ‏مقاومت، عملیاتی وسیعی تو منطقه ‏#زینبیه، اطراف منطقه ‏حجیره، کردند و تروریستها رو سه کیلومتری از اطراف حرم مطهر خانم زینب ( س )، دور کردن.

صبح زود رفتیم اونجا و #محمود_رضا رو هم دیدیم ، خیلی از عملیاتی که منجر به تامینِ امنیت حرم خانوم شده بود، خوشحال بود . ‏پرچم سیاهی تو دستش بود و می گفت : خودم از بالای اون ساختمون پایینش آوردم .

به اون ساختمون نگاه کردم دیدم پرچم سرخ #یا_‏ابالفضل رو جاش به اهتزاز در آورده

رسیدیم خیابون جلوی حرم که دو سال احدالناسی جرات رد شدن ازش رو نداشت

و تک تیراندازها حسابش رو می رسیدند و حالا با تلاش محمود رضا و دوستاش، امن شده بود .

رفتیم وسط خیابون، رو به حرم وایستادیم، دیدم محمود رضا داره آروم گریه می کنه و سلام می ده .
#السلام_علیکی_یا_سیدننا_زینب …
دیدگاه ها (۱)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗تماس قطع شده بود.ناتالیا هنوز گوشی رو ...

اگرچه برخی انقلابی نماها در میادین با پلاکاردهای تهمت

My lovely neighbor part : 88

خاطره ای از محمود رضا بیضاییتاسوعای سال ٩٢ بود، بهمون خبر دا...

ما نمُردیم که آشفتـــگی آغاز شودباز هم پای حرامی به حـــرم ب...

خاطره ای از شهید محمود رضا بیضایی تاسوعای سال ٩٢ بود، بهمون ...

اهتزاز پرچم یا ابالفضل العباس توسط شهید محمود رضا بیضایی در ...

با آغاز جنگ در سوریه از سال ۹۰ برای دفاع از حرمهای آل الله (...

به مناسبت دومین سالگرد قمری شهید مدافع حرم، شهید رضا کارگربر...

لطفا خوانده شودسلام عصر همه بخیر میخوام یه داستان درب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط