{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لطفا خوانده شود

لطفا خوانده شود
سلام عصر همه بخیر
میخوام یه داستان درباره ی اونایی که ماهی صد میلیون میگرن میرن سوریه بگم
از رفقا خدا قسمت کرده بود برای بی بی حضرت زینب مدافع حرم بشه
میگن تو حلب داشتیم منطقه به منطقه پاکسازی میکردیم پنچ یا شش نفر بودیم
دقیق یادم نیست
خونه به خونه پاکسازی میکردیم میرفتیم جلو دو دسته از بچه‌ها بودیم سه منطقه رو پاکسازی کرده بودیم
برای پاکسازی خونه ها انفرادی وارد میشدن یکی از بچه ها وقتی از پشت بوم وارد یکی از خونه ها شد رفیقمون میگه خودم دیدم افتاد بینِ داعشیهای از خدا بی خبر 😢 😢
به ماخبر داد که با داعشیها درگیر شدم تا خودمونو برسونیم
اونا رفیق ما رو با خودشون سوار ماشین کردن و بردن
سه چهار روز خبری ازش نشد بعد از پنچ روز کلا پاکسازی کردیم.
وقتی برای بازدید مجدد به منطقه وارد شدیم دیدیم وسط یکی از خیابانهای حلب 😢 😢 سر رفیقمون بریده بودن و گذاشته بودن وسط خیابون
وقتی جلوتر رفتیم دیدم دستهاشو گذاشتن دوطرف خیابان
جلوتر که رفتیم نیم تنه دوستومونو دیدیم همینجور که بدن قطعه قطعه شده دوستمونو جمع میکردیم و جلو میرفتیم یهو دیدیم پاهاشو از درخت آویزون کردن 😢 😢 یاده علی اکبر علیه السلام امام حسین علیه السلام افتادیم واویلا
خانواده ات رو فراموش کنی بری برای چند میلیون،حاضری جونتو بگیری تو دست چشم تو چشم با دشمن روبرو بشی امروز ولادت بی بی زینب سلام الله علیه خب یادی کنیم از شهدای مدافع حرم که اگه اونا نبودن الان اینجا با آسایش دنبال لایک کردنِ و متن نوشتن نبودیم پس برای شهدامون ارزش قائل بشیم تا ان شالله شهدا پشت و پناهمون باشن برای شادی روح شهدای مدافع حرم بی بی زینب سلام الله علیه صلوات اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
دیدگاه ها (۹)

The Unwanted Roommate__________________________ویو پارک یوری...

#in_your_eyespart_11۳ویو کایلاچند روز قبل مامان جونگ‌کوک زنگ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۹ویو راوی بعد از...

پارت ۲۴ چند روز بعد، رابطه‌ی من و تهیونگ دوباره وارد مرحله‌ی...

مربی موتور سوار

پشت نگاه سردت — پارت ۱۱ویو آتکه یهو ته منو پرت کرد توی استخ...

پارت ۴ وییوی جیسونگ:وارد خونه شدم خونه ای که فکر میکردم یه ر...

پارت سی‌ام | ورود به انگلیسپارک لاراچرخ‌های هواپیما بالاخره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط