خاطره ای از شهید محمود رضا بیضایی

خاطره ای از شهید محمود رضا بیضایی

تاسوعای سال ٩٢ بود، بهمون خبر دادند، بچه های مقاومت، عملیاتی وسیعی تو منطقه ‏زینبیه، اطراف منطقه ‏حجیره، کردند و تروریستها رو سه کیلومتری از اطراف حرم مطهر خانم زینب ( س )، دور کردن.

صبح زود رفتیم اونجا و محمود رضا رو هم دیدیم ، خیلی از عملیاتی که منجر به تامینِ امنیت حرم خانوم شده بود، خوشحال بود . ‏پرچم سیاهی تو دستش بود و می گفت : خودم از بالای اون ساختمون پایینش آوردم .

به اون ساختمون نگاه کردم دیدم پرچم سرخ یا ‏ابالفضل رو جاش به اهتزاز در آورده

رسیدیم خیابون جلوی حرم که دو سال احدالناسی جرات رد شدن ازش رو نداشت

و تک تیراندازها حسابش رو می رسیدند و حالا با تلاش محمود رضا و دوستاش، امن شده بود .

رفتیم وسط خیابون، رو به حرم وایستادیم، دیدم محمود رضا داره آروم گریه می کنه و سلام می ده .

امروز به نیابت از شهید محمود رضا بیضایی یک آیه الکرسی و یک صلوات ختم کنیم

امام و شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۱)

#چندخاطره🔸بُرش‌هایی از زندگی سردار شهید رضا ابوطالب‌زاده سرا...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗تماس قطع شده بود.ناتالیا هنوز گوشی رو ...

⭕️ امامی که حواسش به همه هست...🔻توی صف مهمانسرای حضرتی بودیم...

اگرچه برخی انقلابی نماها در میادین با پلاکاردهای تهمت

My lovely neighbor part : 88

خاطره ای از محمود رضا بیضاییتاسوعای سال ٩٢ بود، بهمون خبر دا...

#نوشته_های_مصطفی/سه🌷 تاسوعای سال ٩٢ بود، بهمون خبر دادند، بچ...

ما نمُردیم که آشفتـــگی آغاز شودباز هم پای حرامی به حـــرم ب...

✨🌷صبح خود را با یاد شهدا آغاز کنیم.شادی روح شهید مدافع حرم# ...

۲۹ دی ماه سالروز شهادت شهید مدافع حرم محمود رضا بیضایی گرامی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط