{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن ها چفیه بستند تا بسیجی وار بجنگند

آن ها چفیه بستند تا بسیجی وار بجنگند
من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم!
آن ها چفیه را خیس می کردند تا نفس هایشان”آلوده شیمیایی” نشود
من چادر می پوشم تا از”نفس های آلوده”دور بمانم!
“بانو چادرت را بتکان قصد تیمم داریم.
دیدگاه ها (۴)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹صدای آژیر، سکوت سرد سحرگاه را در هم...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

پارت ۷۴

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۸ | حرفی که بالاخره گفته شدصبح روز بعد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط