کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد

کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد
چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد

رفتی و خنده به کاشانه ی تو گشت حرام
رختِ مشکیِ یتیمی به تن زهرا شد
دیدگاه ها (۱)

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته استدیوار خانه چهره ی دیگر گ...

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یاعقیله بنی هاشم

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

۴۴

پدرم نیست ...

گفتم از کوه بگویم ! قدمم می‌لرزداز تو دم می‌زنم اما قلمم می‌...

پارت 43 رمان عشق مدرسه ای ات: باشه حالا توهم و دوباره ات و ه...

پارت ۹

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

### پارت هشتم: «پازلِ سمی»سه روز گذشت. اداره‌ی پلیس مثل کندو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط