داداشی کجاییی که شب ها روی سنگ قبرت باگریه شمع روشن میکنم

داداشی کجاییی که شب ها روی سنگ قبرت باگریه شمع روشن میکنم😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 از وقتی که رفتی خونه شام قریبانه😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😭 😫 😫 😫 😫 😫 😫 😫 😫 😣 😣 😣 😣 😣 😣 😣 😣 😣 😣 😣 😣 😣 😣 😣
دیدگاه ها (۴)

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

#تپش.قلب.منPart 1سلام من ات هستم و 22 سالمه⧽⧽⧽ساعت 8 شب بود ...

☆چند پارتی☆☆پارت: ۰۴☆☆وقتی دخترتون.....☆رفتی سمت هی‌را و دست...

#سناریو_استری_کیدزموضوع: وقتی با رفیقت رفتی بیرون ساعت 3 نصف...

Part.3

Part 62تهیونگ«میتونی بهم بگی راحت باش قشنگم و بگو»& وقتی خیل...

ساعت ۱۱ شب آپارتمان جی هوپ و ویراصدای چرخوندن کلید توی قفل،س...

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆 Part 5رینا تا صبح نتونست درست بخوابه و هر بار که ...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط