{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم
از یقین گفتی برایم، پاک بی باور شدم
ساده گفتی:" باورم کن!با تو می مانم"! ولی
رفتی و در شعر تو خط خورده ای دیگر شدم
باز هم در وحشت بی انتهای فاصله
با هجوم تلخ شب تا صبح همبستر شدم
در میان شعله ناباوری ها سوختم
سوختم در لحظه های بی تو،خاکستر شدم
گفته بودی :"اولین بیت غزل های منی"
حیف رفتی و دوباره مصرع آخر شدم!
دیدگاه ها (۹)

ﺍﻭ ﮐﻪ ﻗﻠﺒـﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ...

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم قصد دارم تا ابد چون راز پنه...

می‌نوشتم عشق ، دستم بوی شبنم می‌گرفتآهِ حوای درون ، دامان آد...

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛او نشان کرده ی اینجاست ، ح...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدماز یقین گفتی برایم،پاک بی باو...

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم....از یقین گفتی برایم،پاک بی...

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم....از یقین گفتی برایم،پاک بی...

#چه_فرقی_میکند_همیشه_نگاه_زنی_گره_خورده_به_آغاز_فصلی_سرد.......

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدماز یقین گفتی برایم،پاک بی باو...

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدماز یقین گفتی برایم، پاک بی با...

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدماز یقین گفتی برایم،پاک بی باو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط