{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دکتر: سلام آقای جئون بشینید

دکتر: سلام آقای جئون بشینید
جونگکوک: سلام ببخشید اتفاقی افتاده
دکتر: بله خواستم بگم بدن همسر تون خیلی ضعیف شده باید استراحت مطلق باشه که اتفاقی برای خودش و بچه نیوفته
جونگکوک: یعنی ممکنه بچه از بین بره
دکتر: متأسفانه باید بگم اگه رعایت نکنه ممکنه جنین سقط بشه درضمن استرس هم برای ایشون خیلی بده
جونگکوک: ممنون
دکتر: خواهش میکنم ولی باید بیشتر حواستون به همسرتون باشه
ویو جونگکوک: از اتاق اومدم بیرون دنیا داشت رو سرم خراب میشد رفتم کارای ترخیصی ا.ت رو انجام دادم

بعد از تموم شدن کار ها رفتم ا.ت رو اماده کنم بریم خونه
ا.ت: جونگکوک اومدی
جونگکوک: اره عزیزم
ا.ت: جونگکوک حالت خوبه چرا اینجوری شدی
جونگکوک: ا.ت عشقم یکم عصابم تو همه میشه بحث نکنیم
ا.ت: باشه
ویو ا.ت: از هه سو خدافظی کردیم و سمت خونه راه افتادیم که گوشی جونگکوک زنگ خود
جونگکوک: یعنی چی که شناسایی شدیم ( با داد)
اقای هونگ : اقا متاسفم نمیدونم چرا این جوری شد
جونگکوک: متاسفم برای من حرف شد (داددد)
اقای هونگ: قربان تقصیر من چیه
جونگکوک: تقصیر تو چیه عوضی تو باید حواست به این ها باشع

الان که این متن رو مینویسم ساعت ۱:۳۰ شبه بخدا حوصله ندارم چیزی بنویسم
خب چه خبرا چند نفر فیک ها رو میخونن هم چند وقته ارمی هستین
ببین چه ادمین فضولی دارید حوصله م سر رفته یه سریال بحال معرفی میکنید
دیدگاه ها (۱۰۳)

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

پارت. ۳۱

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

آتیشی که از بارون شروع شد part 50 به طبقه پایین رسیدیمخانه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط