میکاپآرتیستمن

#میکاپ_آرتیست_من

پارت⁷
جک=نه نه نه من دست راست تهیه کننده هستم
تهیه کننده=اتفاقی افتاده؟
تهیونگ =بله می خوام این آقا هرچی زودتر از اینجا بره
تهیه کننده=مگه چه اتفاقی افتاده

نویسنده=تهیونگ ماجرا رو برای تهیه کننده تعریف میکنه

تهیه کننده=خیلی متاسفم آقای کیم هرچی زودتر اخراجش میکنم
جک=نه امکان نداره
تهیه کننده=خفشوووو
جک=باشه من میرم ولی یادت باشه ات من تورو بدست ت میارم
تهیونگ=می بینم که هنوز اینجایی


جک رفت

ات=خیلی ممنونم آقای کیم
تهیونگ =ات با من و اعضا راحت باش
ات=چشم آقا یعنی تهیونگ
تهیونگ =عافرین



ویو تهیونگ
رفتم .........




برای پارت بعد ۱۰تا لایک
دیدگاه ها (۰)

dark life = 44صبح روز بعد، ات با حس خوبی از خواب بیدار شد. آ...

مربی موتور سوار

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

چندپارتی تهیونگ

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

عقد با رئیس مافیا پارت 29تهیونگ به تصویر متوقف‌شده روی دیوار...

پارت 32 رمان عشق مدرسه ایو رفتند تو اتاق فرار و به حرف اونای...

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط