#دختر_باغبان 🌱

#دختر_باغبان 🌱

#پارت_47

ــ ببینمون مگه چی میشه.

+پشت سرم حرف در میارن.

ــ حالا پیاده شو ببینم کی میخواد پشت سرت حرف دربیاره.

+کی رسیدی اینجا.

ــ همین الان

+در ماشین روباز کردم و دور ور دیدم کسی نبود پیاده شدم و رفتم تو مدرسه.
فک کنم بچه ها تازه. رفتن داخل.
همین که وارد مدرسه شدم یه دستی رو روی شونم حس کردم.

لونا:میگم میخواستی دیگه اصلا نیای مدرسه.

+نمیتونی مثل آدم صدام کنی؟

لونا:نه

+هرچی باشه تو که آدم نیستی.

لونا:باشه تو خوبی بیا بریم سرکلاس.

+سرکلاس نشستم تا معلم بیاد.

لونا: راستی اون کی بود که باهاش اومدی؟

+ها اون داداشم بود.

لونا:تو گفتی من باور کردم.

ادامه دارد.................🌱
دیدگاه ها (۰)

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3وقتی تو مدرسه دعوات شد....... جونگکوک: حرف قانع کن...

چند پارتی بازی ممنوع

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ💔🔪ــــــــــــوقتی ناخواسته ب...

چند پارتی

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت دومویو تهیونگ :همین که سرم رو بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط