•برای کودکانِ کار•

•برای کودکانِ کار•
لطفاً اشک نریز
تا دستانِ کوچکِ پینه‌بسته‌ات
به اجبار خیس نشوند.
آن‌وقت تو با دستانِ خیس‌ات
و یک شاخه گل سرخ
و یک کوله‌بار سرمای پاییز و زمستان
و یک چهارراه شلوغ، با چراغِ قرمزِ خشمگین
چه خواهی کرد؟
کدام مشتری، به هنگامِ خریدِ شاخه گلی
دستانِ تو را به گرمی می‌فشارد؟ آقای مرد.
تو با دستانِ کوچکِ پینه‌بسته‌ات
به ما فهماندی که پدر،
در شانه‌های ده، دوازده‌ساله‌ی تو تعریف می‌شود؛
و مادر...
در نوازشِ زمختِ تو که شب‌به‌شب
بر سر خواهرت کشیده می‌شود و می‌پوسد.
تو هراس داری که نکند،
فردا شبی آید و دلت،
نانِ‌داغ و تخم‌مرغِ دو زرده هوس کند!
برای همین هم حواست را
پرتِ رویاهایت می‌کنی.
پرتِ لباس‌های شیک و ادکلن‌های خوش‌بو.
پرتِ کفش‌های جدیدِ خواهرت
و پرتِ رویای خریدِ یک روسریِ نو برای مادرت!
مهّم نیست که پدرت در کدام قبرستان خوابیده
و مهّم نیست که مادرت،
لباس‌های چرکِ کدام خانه را می‌شوید!
مهّم، دستانِ کوچکِ پینه‌بسته‌ی توست
که گل‌های سرخ یک‌به‌یک از سرپنجه‌هایش
سیراب و سرزنده می‌شوند.
اصلاً مهّم نیست که نمی‌توانی بنویسی،
که نمی‌توانی بخوانی،
که نمی‌توانی این شعر را بفهمی!
مهّم، دستانِ کوچکِ پینه‌بسته‌ی توست
که در این سرمای پاییزی
به اجبار خیس می‌شوند و می‌لرزند!
پس لطفاً اشک نریز، آقای مرد.
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

روزی خواهد آمدکه عشقبر فراز درختان اساطیریپرواز سیمرغ می‌کند...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

اجبار به بدبختی پارت ۳۵

dark life = 44صبح روز بعد، ات با حس خوبی از خواب بیدار شد. آ...

ملالی نیست گر درچشم مردم فرد گمراهمبرای دلبر جانم همیشه عشق ...

ترانه های قدیمی.دو ترانه ی قدیمی ست چشم های روشن ات!

وقتی کسی که به اندازه‌ی جانت دوستش داشتی، کاری با اعتمادت می...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط