{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت: پنج

پارت: پنج
رمان: رویای من

کاترین: بچه ها دیدینش؟
جنیلا: آره من دیدم وایی چقد خوب بود؛
فلورا: منم دیدم:)))
ا/ت: منم دیدم عالی بود.
کاترین: عجیبه مالک تو که آرمی نبودی نکنه ما بی خبریم و آرمی شدی؟
جنیلا: کاترین بسه اگه میخوای بپرسی آرمی شده اینجوری ازش نپرس.
ا/ت: خوب احساساتم نسبت به بی تی اس داره عوض میشه یعنی چجوری بگم انگار اون افکار منفیم داره از بین میره همین:)
کاترین: حقیقتو بگو آرمی شدی؟
ا/ت: شاید...
جنیلا: مالک شاید چیه جواب کامل بده عزیزم آره یا نه_
ا/ت: باید راجع بهش فکر کنم.
جنیلا: اوکیه فکر کن
ا/ت: خوب من خیلی زیاد داخل تیک تاک میچرخیدم و بیشتر ویدیو های تیک تاک من راجع به بی تی اس بود و خوب زیاد اهمیتی نمیدادم، تا اینکه یه ویدیو خیلی رندوم از بی تی اس اومد برام میخواستم ردش کنم ولی اینو دیدم روی ویدیو نوشته بود...
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

پارت: دورمان: رویای منا/ت: اتفاق عجیبی افتاد یعنی اتفاقی که ...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٢از بابام خداحافظی کردم سوار هواپیما ...

مافیای من

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

سناریو جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط