پشت من گرم چون که با تو شد رفاقت

[[[ 44 ]]]


این تویی جانم همش چه با صلابت
پشت من گرم چون که با تو شد رفاقت

بهر من هی می کنی هر دم امامت
حال جانم گشته دیگر در طهارت

رد شدم تا با تو گشتم از فضاحت
این زبان من تو کردی با فصاحت

قد و اندامت شده بر من قیامت
ای کریم اکرامان دادی کرامت

با توگشتم به من دگر بَه بَه سلامت
هی کنم هر روز از دور من سلامت

ای که بر من می کنی هر دم عنایت
هی مرتب می کنی از من حمایت

سیّد عرشیّ به تو دارد ارادت
تا ابد با تو شده او در سعادت

#شعر #رفیق #سیدعرشی #عاشقانه #حرم
دیدگاه ها (۰)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

سناریو ایزانا

پشت من گرم چون که با تو شد رفاقت

حوری به راهم آمده دیگر به خوابم آمده

جاده را گویا نمودن جانماز

سعادت با ظهورت میشود جان

داغیِّ جانم بدیدی ابر و باد آورده ای

روضه حضرت رقیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط