چشم آذر چه رازی در باران عشق توست ؟

چشم آذر چه رازی در باران عشق توست ؟
چه رازیست در باران عشق تو که با شنیدن هر کدام از آهنگ های آن تمام لحظات تلخ و شیرین کودکی هایم به سراغم می آیند و برابر چشمانم رژه می روند ، تمام عصر های داغ تابستان در کوچه ها به دنبال توپ پلاستیکی ، دزدیدن خوشه انگور نارسی از شاخه های آویزان تاک همسایه ، شب نشینی های گرم تابستانی ، هندوانه ی شیرینی که در دهان کوچکم آب میشد ، لبخند های شیرین پنهانی مادر هنگام نفرین های نه از ته دل ، آب بازی در حیاط کوچکمان ، آه با خود فکر می کنم که روزگار چه پلی میان من و کودکی هایم قرار داده ... باران عشق تو . 
تا همیشه از تو ممنونم .
دیدگاه ها (۲۰)

عاشقانه های شبنم

ملالی نیست گر درچشم مردم فرد گمراهمبرای دلبر جانم همیشه عشق ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

عکس ملکه خوب ها.خواهش کپی ممنوع

به تو که فکر میکنم غنچه های سرخ سیب برلبانم شکوفه میدهدو هزا...

از واژه هایمقایق های کاغذی می سازمبه آب های خیال تو می انداز...

📝تابستانی که تو را کم داشته باشد کهتابستان نیست، تو باید باش...

#باران ❣گوش هایم را میگیرم! چشم هایم را می بندم! و زبانم را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط