{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا حرف شهادت می زنم،

تا حرف شهادت می زنم،
فرشته ها می زنند
زیر خنده ...!
حق دارند
تصادف، بیمارستان،مرگ عادی
سزای چون منی است . . .
اما...
این که نشد پایان !
خداوندا . . . !
انتهای قصه ام را سرخ بنویس .
دیدگاه ها (۳)

این که آدم یک جهان تنهاست بعضی وقت‌هاقصه‌ای غمگین ولی زیباست...

بگذار فصل پاییز بیاید،چرا که درونمان غم های زیادی‌ست و خانه ...

ناجورها

😔🤲🤲 میلاد عرفان‌پورفریاد عطش... سوختن چلچله‌ها...افتاده میان...

#روزگارتون‌لبریز‌‌دلخوشی🌸🤍این‌که آدم یک جهان تنهاست #بعضی_وق...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۰ — آخرین رازدرِ انبار کاملاً باز شد.رینا ب...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وسوم: یک روزِ عادی---صبح.از دخمه بیرون ...

پارت هشتم — شایعهچند روز بعد، یورا و سوآ دوباره در بازار بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط