هر سالی که میگذرد

هر سالی که میگذرد
تکه ای از ما در آن سال جا میماند
تو را نمیدانم
اما من در سالی که گذشت
مثل تکه های یک پازل به هم ریختم
و در این واپسین لحظات
هر چه جستجو میکنم
نمیدانم کدام تکه ام در کدام لحظه جا مانده!
که اینگونه سردرگم و دلتنگ به سر میبرم.
#mariyoooo
#imanii
دیدگاه ها (۳)

در واپسین سال‌های شاهنشاهی ساسانی، ایران دیگر آن امپراتوری ق...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

سنسی سلیمی

نمیبخشمت p.22

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۳

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط