{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۵

ویو دراکو
(در ذهن دراکو:نمی‌تونستم به چشماش نگاه کنم تحمل دیدن اشک هاشو نداشتم یا شاید فقط نمی‌خواستم اونم حلقه اشکی که تو چشمام جمع شده رو ببینه سرم پایین بود و با صدایی سرد و بیرحمانه توی سالن خلوت اسلیترین جلوی لیسا رو میگیرم
🍏بیا بهم بزنیم
🤍چی (بی اختیار اشک از چشمانش سرازیر میشه و پاهاش شل میشن و برای اینکه نیوفته مجبور میشه دستشو رو دیوار میگذاره)
🍏همین که شنیدی دیگه نمی‌خوام ببینمت وبستر فهمیدی
🤍(با گریه)پس همش دروغ بود؟تمام اون دوست دارم تمام حرف های مسخره ای که بهم زدی همش دروغ بود نه؟
🍏بیخیال هر داستانی یه روز شروع میشه و یه روزی تموم میشه داستان منو تو هم تموم شده.توهم یکی بودی مثل بقیه دیگه این ادا و اطوار ها چیه؟
🤍(اشک هامو پاک میکنم و با عصبانیت میگم) باشه تموم شد منم دیگه نمی‌خوام ببینمت ولی اینو بدون فکر میکردم تو با بقیه فرق داشته باشی اما الان میبینم تو از همه بی لیاقت تری(با عصبانیت اونجا رو ترک میکنم)
(بعد از رفتن لیسا دراکو روی زمین می‌افتد و با صدایی اشک آلود پچ پچ کنان میگه آره لیاقت نداشتم لیاقت حتی یک نگاه تورو نداشتم

بقیشو پارت بعدی بخون و لطفا لایک کن🥠🥠🥠🥠🥠🥠🥠🥠🥠🥠🥠🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥐🥐🥐🥐🥐🥐🥐🥐🥐🥐🥐🍩🍩🍩🍩🍩🍩🍩🍩🍩🍩🍩🥮🥮🥮🥮🥮🥮🥮🥮🥮🥮🥮🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦
دیدگاه ها (۳)

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

𓆩 پارت ۵۷ 𓆪 🖤ات از دست جیمین فاصله گرفت و گفت:— دیگه بهت اعت...

متیو و دختری از جنس دریا p1

پارت ۳۲جونگکوک حقیقت دیگری را پنهان کرده بود.سال‌ها قبل، او ...

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتادامه ی پارت قبلی.... اون سرش...

#ترد شده من پـــــارتـــــ...

خب دوستان من دوباره برگشتم و اینبار باید یه چیزی رو بگم و از...

معرفی چند پارتی _ایدل منتعداد پارت : 4#پارت_1صدای درِ استودی...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام توP.15(روایت از زبان ا.ت)ج...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p50تمام راه، هزار بار تصمیم گرفته بود هیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط