{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳۲

پارت ۳۲
جونگکوک حقیقت دیگری را پنهان کرده بود.
سال‌ها قبل، او برای نجات خودش با گروهی از خون‌آشام‌های قدرتمند پیمان بسته بود.
در ازای آن، خانواده‌اش را از دست داده بود.
_چرا بهم نگفتی؟
_چون می‌ترسیدم ازم متنفر بشی.
_ولی خودت گفتی دیگه چیزی رو پنهان نمی‌کنی!
_می‌دونم.
اشک در چشم‌هایم جمع شد.
_من از دروغ متنفرم.
آرام گفت:
_پس از من متنفر باش.
اما من فقط نزدیکش شدم.
_من از دروغ‌هات متنفرم...
مکث کردم.
_نه از خودت
دیدگاه ها (۰)

part 4سرمو بالا آوردم.+بله...لبخند خیلی محوی گوشه لبش نشست.....

فصل اول_آغاز سرنوشت

فصل دوم _ آمادگی برای ماموریت

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

(:♡رز ابی من part.3/3اول متن رو بخونید زیر لب گفت و سرعت ماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط